تبليغاتX
wellcome my best firend





























wellcome my best firend

زمرگم هیچ نترسم اگر دنیا سرم ریزد از آن ترسم که بعداز من گلم را دیگری بوسد

کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود؟

بی تو از ان کوچه هم تنها ترم

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 19:7 توسط mahsa| |

صدایت را به وسعت حسرت دیدنت دوست دارم

با آرزوی دیدنت ندیدنت را تحمل میکنم


نوشته شده در شنبه 3 دی1390ساعت 19:38 توسط mahsa| |

لحظه های سکوتم پر هیاهو ترین دقایق زندگیم هستند

مملو از آنچه می خواهم بگویم و نم یگویم

نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1390ساعت 0:53 توسط mahsa| |

پیشکش چشم تو باشه

 همه ی دارو ندارم

من به حرمت مرامت

روی دنیا پا می زارم

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان1390ساعت 1:6 توسط mahsa| |

برای تا ابد ماندن گاهی باید رفت

 گاهی به قلب کسی

گاهی از قلب کسی

نوشته شده در جمعه 15 مهر1390ساعت 23:0 توسط mahsa| |

چشم هايم؛ براي ديدن بهترين هاي وجود تو....


گوشهايم؛ آماده شنيدن حرف و درد و دل هاي تو...


دهانم؛ براي گفتن حقايق و صحبت با تو در لحظه هاي دشوار و سخت و زندگي...


شانه هايم؛ قوت قلب تو وقتي که احتياج به پشتيبان و تکيه گاه داري...


بازوهايم؛ براي در آغوش گرفت تو...


دست هايم؛ براي نوازش و حمايت و تو...


پاهايم؛ براي در کنار تو بودن و قدم زدن زدن باتو...


و قلبم؛ محلي براي بودن تو...


اينا تمام دارايي هام بود که همه تقديم به تو.

نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 19:17 توسط mahsa| |

رشته ای بر گردنم افکنده دوست

میکشد هرجا که خاطر خواه اوست

نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 1:31 توسط mahsa| |

 

دعای باران چرا؟

دعای عشق بخوان

ای روزها دل ها تشنه تراند تا زمین

خدایا کمی عشق ببار


سی ما سی تو سه ساله شد..

نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 0:30 توسط mahsa| |

 

           آسمـان هـم کـه بـاشی

بـغلت خـواهــم کـرد ...

فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد ...

پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

دیگر از خدا چه بخواهم ..؟؟

 

نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 20:26 توسط mahsa| |

دیشب شب رویای تـو بود و تـو نبودی

در گوش من آوای تو بود و تو نبودی

دل زیـر لـب آهسته تـمـنای تـو می کرد

در حسرت ایـمای تو بـود و تو نبودی

نــقـاشی دریـا کـه کــشیـدم تـک وتنـها

مـحـتـاج تـماشـای تـو بـود و تـو نبود

صد قافیه زد دل بـه هـوای سـر کـویت

دل وسعت دریـای تو بـود و تو نبودی

دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت

در فـکـر تــمـنـای تو بـود و تو نبودی

نوشته شده در جمعه 11 شهریور1390ساعت 13:33 توسط mahsa| |

Design By : Night Melody