wellcome my best firend
زمرگم هیچ نترسم اگر دنیا سرم ریزد از آن ترسم که بعداز من گلم را دیگری بوسد
کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود؟ بی تو از ان کوچه هم تنها ترم صدایت را به وسعت حسرت دیدنت دوست دارم با آرزوی دیدنت ندیدنت را تحمل میکنم
لحظه های سکوتم پر هیاهو ترین دقایق زندگیم هستند مملو از آنچه می خواهم بگویم و نم یگویم پیشکش چشم تو باشه همه ی دارو ندارم من به حرمت مرامت روی دنیا پا می زارم برای تا ابد ماندن گاهی باید رفت گاهی به قلب کسی گاهی از قلب کسی رشته ای بر گردنم افکنده دوست میکشد هرجا که خاطر خواه اوست دعای باران چرا؟ دعای عشق بخوان ای روزها دل ها تشنه تراند تا زمین خدایا کمی عشق ببار سی ما سی تو سه ساله شد.. آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد ... فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد ... پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو دیگر از خدا چه بخواهم ..؟؟ دیشب شب رویای تـو بود و تـو نبودی




گوشهايم؛ آماده شنيدن حرف و درد و دل هاي تو...
دهانم؛ براي گفتن حقايق و صحبت با تو در لحظه هاي دشوار و سخت و زندگي...
شانه هايم؛ قوت قلب تو وقتي که احتياج به پشتيبان و تکيه گاه داري...
بازوهايم؛ براي در آغوش گرفت تو...
دست هايم؛ براي نوازش و حمايت و تو...
پاهايم؛ براي در کنار تو بودن و قدم زدن زدن باتو...
و قلبم؛ محلي براي بودن تو...
اينا تمام دارايي هام بود که همه تقديم به تو.




در گوش من آوای تو بود و تو نبودی
دل زیـر لـب آهسته تـمـنای تـو می کرد
در حسرت ایـمای تو بـود و تو نبودی
نــقـاشی دریـا کـه کــشیـدم تـک وتنـها
مـحـتـاج تـماشـای تـو بـود و تـو نبود
صد قافیه زد دل بـه هـوای سـر کـویت
دل وسعت دریـای تو بـود و تو نبودی
دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت
در فـکـر تــمـنـای تو بـود و تو نبودی

| Design By : Night Melody |


